سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
منوی اصلی
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :9
بازدید دیروز :12
کل بازدید :18139
تعداد کل یاد داشت ها : 30
آخرین بازدید : 99/7/7    ساعت : 11:51 ص
درباره وبلاگ
  ابا احمد[28]


من کان باذلا فینا مهجته و موطّنا علی لقاءالله نفسه ، فلیرحل معنا ...
ویرایش
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
ابر برچسب ها
لوگوی دوستان
امکانات دیگر

      چندی پیش انیمیشنی بنام «هورتون» از شبکه نمایش پخش شد که با توجه به داستان آن به ذکر چند نکته در مورد آن می پردازیم :

  • هورتون نام یک فیل است که به صورت تصادفی صدای موجودات ساکن در داخل یک دانه گرده را می شنود و با آنها ارتباط برقرار می کند. با توجه به اندازه کوچک دانه گرده در مقابل جثه بزرگ فیل، بالتبع موجودات داخل آن، قدرت تصور و تجسم فیل را نداشته و فقط صدای او را می شنوند.
  • نکته جالب این داستان این است که هورتون به آنها می گوید که نسبت به آنها در آسمان قرار داشته و توان تاریک و روشن کردن دنیای کوچک آنها را دارد و می تواند آن را به شدت تکان دهد؛ لیکن خود هورتون در برابر دیگر حیوانات قدرتی نداشته و از دست آنها فراری است. حیوانات دیگر هورتون را حیوانی کم شعور می خوانند و به دنبال تنبیه او هستند ...
  • با توجه به گرافیک بسیار بالای این انیمیشن و داستان طنز آن کودکان با اشتیاق زیادی به تماشای آن می نشینند، اما در این بین داستان مخرب آن و شباهت زیاد آن به موضوع انسانها و دنیای ماوراء ، ذهن کنجکاو کودکان را که به دنبال پاسخ سؤالات خود در مورد خدا و چگونگی آن هستند را به یک پاسخ عینی و ملموس سوق می دهد، به طوری که کودکان به سرعت آن را با دنیای واقعی خود شبیه سازی می کنند ...
  • نکته اینجاست که پس از تماشای این انیمیشن ، به سختی می توان ذهن کودکان خردسال را از این داستان موهوم پاک کرد. نتیجه تماشای این فیلم برای کودکان ، تصور خدایی شبیه هورتون در ذهن آنهاست که قدرت آن در حد تاریک و روشن کردن زمین و چرخش و حرکت آن است ، لیکن در برابر خدایان و موجودات دیگر قدرت چندانی ندارد...
  • نکته مهم دیگر این داستان آشنایی تصادفی این موجودات با هورتون است و لذا موضوع خالقیت به کلی نادیده گرفته می شود.
  • نکته های تأمل برانگیز زیادی در این انیمیشن وجود دارد که نگاه عمیق و کارشناسانه به آن ، ما را به اهداف پلید تولید کنندگان این اثر آگاه تر می سازد.

Horton


      

«یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولوکره الکافرون»(1)

      دوباره مکر و حیله جاهلیت مدرن آهنگ جنگ با دین خدا را ساز کرد و این بار با پوستین تحریم نفتی، خودآرایی نمود؛ اما دیری نپائید که موج سرما، تصور بوقوع پیوستن این خدعه را همچون کابوسی مرگبار بر دل آنان افکند. آنان را می بینی که مانند مارگزیدگان به خود می پیچند و از مکر خود پشیمان اند! آری آنها از جامی می نوشند که زهر آن را خود فراهم کرده و برای تلخی کام ملت ایران آماده کرده بودند.

     باز هم مرغان ابابیل در هیبتی دیگر (سرما و یخ) ظاهر شده و سپاه ابرهه غرب را مقهور اراده لایزال الهی کرده است.

(1) صف، آیه 8


توسط : ابا احمد |   نظر بدهید
      

 آزادى غلام :
   از عبدالله بن جعفر(رضى الله عنه) منقول است که روزى عزیمت سفر کرده بود، در نخلستان بزرگى فرود آمد. غلام سیاهى نگهبان آنجا بود. دید که سه قرص نان به جهت قوت وى آوردند. سگى گرسنه آنجا حاضر شد. غلام یک قرص را پیش سگ انداخت، بخورد. دیگرى را بینداخت، آن را نیز بخورد. پس دیگرى را هم به طرف او انداخت، آن را هم بخورد. عبدالله از وى پرسید که هر روز قوت تو چیست؟ گفت: این که دیدى. فرمود که چرا بر نفس خود ایثار نکردى؟ گفت: این سگ در این زمین غریب است؛ چنین گمان مى برم که از مسافتى دور آمده است و گرسنه است، نخواستم که او را گرسنه بگذارم. پس گفت: امروز چه خواهى خورد؟ گفت روزه خواهم داشت. عبدالله با خود گفت: همه خلق مرا از زیادى سخاوت ملامت کنند و این غلام از من سخى تر است. آن غلام و نخلستان را و هرچه در آنجا بود همه را بخرید، غلام را آزاد کرد و آنها را به وى بخشید.


      

نوشابه امیرى، خبرنگار ضدانقلاب سایت خبرى روز آنلاین طى یک تماس تلفنى با سعید حدادیان از مداحان شاخص کشور، با وى گفت و گو کرده و از وى خواسته که نظرش را راجع به انتخابات مجلس و جریان صحبت هاى چند ماه قبلش درباره مشائى بیان کند. سعید حدادیان هم در مورد این مصاحبه مى گوید:  بعد از شکایت دفتر رئیس جمهور، گاهى اوقات اقوام من به من زنگ مى زنند و سر به سرم مى گذارند. من فکر کردم این بار عمه پیرمه که زنگ زده. گفت از فرانسه زنگ مى زنم! تعجب کردم که مگه از فرانسه هم به موبایل زنگ میزنن؟ !وى گفت: اواسط مصاحبه فکر کردم واقعاً ناراحتى روانى داره!
حدادیان در مورد اینکه آیا سایت روز آنلاین را تا حالا دیده استیا خیر هم مى گوید: نه آقا! اصلاً پرسیدم از همکارانم. گفتند همچین سایتى نداریم. اواخرش واقعاً حس کردم مریض احواله. آخه شما بگو خدایى اسم آدم نوشابه میشه؟! من کلى خندیدم.
بهش گفتم همونى که میریزن توى لیوان. گفت آره! منم اصلاً باور نکردم از فرانسه زنگ مى زنه. به نظر من اصلاً نوشابه اسم آدمیزاد نیست. قبل از این هم یه افغانى با ما مصاحبه کرده بود. شما این رو دیدید؟


      

محمد سرشار: دیدن «قلاده‌های طلا» آدابی دارد: باید اولش بروی و دست‌کم ده فیلم بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر را ببینی؛ بعد یک گوشه پیدا کنی و «خیابان‌های آرام» کمال تبریزی را روی دور تند نگاه کنی؛ آخرش که خوب گرم شدی، بنشینی و «گزارش یک جشن» ابراهیم حاتمی‌کیا را تماشا کنی. اگر خوب حرص خورده‌ای و لجت درآمده، دیگر وقت دیدن «قلاده‌های طلا»ست.

«قلاده‌های طلا» قله سینمای ایران در سال 1390 است: یک تابلوی مینیاتوری جهان‌نگر درباره هشت ماه دفاع از جمهوریت نظام اسلامی؛ یک نخ تسبیح برای ذهن‌هایی که نتوانسته‌اند تکه‌های وقایع نفس‌گیر فتنه 1388 را به هم وصل کنند و یک دروازه امید برای دل‌زدگان از افسردگی سینمای ایران.

ادامه مطلب...

توسط : ابا احمد |   نظر بدهید
      

 

منابع آگاه بحرینی از توافقی جدید و خطرناک خبر می دهند که بر مبنای آن خاندان حاکم بر بحرین تصمیم گرفته اند این کشور را تحت حاکمیت کامل آل سعود قرار دهند.

به گزارش «شیعه نیوز» در این طرح مقرر است به زودی اتحاد بحرین و عربستان بر مبنای تصمیم ملک حمد پادشاه بحرین به اطلاع عموم رسانده شود.
توسط : ابا احمد |   نظر بدهید
      
<      1   2   3